تبليغاتX
برای جوانان ایران پهناور

برای جوانان ایران پهناور

نمیبخشمت..........هرگز........هرگز

 

وحشت از عشق که نه؛
ترس ما فاصله هاست
وحشت از غصه که نه؛
ترس ما خاتمه هاست
ترس بیهوده نداریم؛
صحبت از خاطره هاست
صحبت از کشتن ناخواسته‌ی عاطفه‌هاست؛
کوله باریست پر از هیچ که بر شانه‌ی ماست ...!
گله از دست کسی نیست؛
مقصر دل دیوانه‌ی ماست ...!

 

 

من تنها ترین فریاد در اوج صدایم
من عاشقانه ترین نگاه
در کشتی وجود توام
من می خواهم
زنده بمانم
تا با تو باشم
با تو بخوانم
چرا که بی تو می میرم!
تمام شعرهای من فریاد قلب من است!
وتمام آنها از آن توست
من زرد ترین پاییزم
در فصل نگاه تو
پس آن را دریاب وبا برق چشمانت
غروبش را همراه باش...
کسی چه می داند که فردا چه خواهد شد؟!
شاید تقدیر
دستان پر صلابتش را به سویم دراز کند
وشاید هم نه...
ولی تا آن روز
به امید رسیدن به نگاهت
در انتظار می نشینم ... !

 

 

نرو

بگذار دوستت داشته باشم

در برگیر مرا

وجودم را تهی از "خودت" مکن

بگذار دوستت داشته باشم

بگذار ترانه هایم عطر تو را بدهند

نگذار ...

نگذار دستانم خالی از تو شوند

نگاهم را پس نزن

بگذار دوستت داشته باشم

با من بمان

تا لبریز از شوق با تو بودن شوم

ببین ...!

التماسهایم بوی خواهش دارند.

من را در رویا، بی رویا رها نکن!!!

به جرم دوست داشتنت

نخواه که دوستت نداشته باشم...!

 

 

همه چیز از آن شب شروع شد

که تو ناخواسته ترسیدی

و من به دنبال تاریکی دویدم

از لابلای دستانت

هراس را دزدیدم و آرام بوسیدمت!

عاشق شده بودم آرام

و فقط من بودم و تو و خدا

همه چیز از آن شب شروع شد

که تو فنجان چای را شکستی

و من آرام {با خنده} بوسیدمت!
.

.

.

همه چیز آن شب تمام شد

که من پیراهن را پوشیدم

عروسکم را بوسیدم ( آرام و با گریه)!

و تو بی خداحافظی ...

رفتی ...!!

 

 

تو را گريه کردم تا ديگر در قاموس چشمانم نباشي تا ديگر يادم دلت را عذاب ندهد ولي سوزش دلم مي گويد : تو هنوز در کنج
اين ويرانه جا داري
چرا نمي توانم تو را از ياد تنهايي هايم پاک کنم ؟
چرا نمي توانم غم صدايت را در گوش باد پراکنده کنم .....
به باد صبا گفتم حال تو را برايم بپرسد
پرسيد و آمد غمگين و دل شکسته کنار پيچک يادت نشست
نگاهش کردم و گفت :خوش است بدون تو و ياد تو
و حالا دلم خوش است به خبر خوش بودن تو ......
راستي! برگه خداحافظ تو را قاب کردم و در پنجره ي خيس چشمانم آويختم
زيباترين و تلخ ترين هديه روز تولدم
زجر آورترين خاطره روزهاي با هم بودن
 
 
اگه میگن روز تولد آرزوها برآورده میشه من فقط و فقط یه آرزو دارم اونم اینه:
خدایا کسی که در تنهاترین تنهاییم تنهایم گذاشت ..درتنهاترین تنهاییش تنهایش بگذار تا حداقل اون لحظه بیاد من بیوفته.نمیبخشمت....هرگز...هرگز
+ نوشته شده در  پنجشنبه دوم دی 1389ساعت 16:16  توسط یک دوست  | 

سلام نفسم.عکسارو اول کپی کن رو سیستم بعد ببین.اگه از این عکسا خوشت اومد بگو تا برات بفرستم.اگه نیومدم یا بگو درست کنم یا خودت زود دست بکار شو.فقط لطف کن ایرادشو بگو تا بدونم کجاست...


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم خرداد 1389ساعت 12:28  توسط یک دوست  | 

تشکر از دوستام بخاطر تبریکاشون

 

انگار باید برای همه چیز دلیلی وجود داشته باشد !

شاید هم دارد و من نمی دانم !

اما من می گویم ...

بعضی چیزهای بدون دلیل خودش دلیلی برای روزهاست ...

مثلاً همین دلتنگی ...

من دلم تنگ است

و نمی دانم برای چه دلتنگم ؟!!!

از همتون ممنونم.فکرشو نمیکردم.ایشالا بتونم جبران کنم.

 

 

Mahnaz.دوست عزیزم ساعت۱۸ روز سه شنبه۱/۱۰/۸۸

این پیام رو تا فردا صبح نخون.

.

.

.

دیدی گوش نمیدی.

خوب بخون.

تولدت مبارک

 

Yeki hast dg.badan mifahmin.ساعت ۲۱سه شنبه۱/۱۰/۸۸

Roze tavalodet ra dar ghalbam hak kardam ta begoyam dostat daram.tavalodet mobarak saraye azizam.

 

به قول خودش رفیق فابریکم:Nfise ساعت۰۰:۰۰ چهارشنبه۲/۱۰/۸۸

Bolandsho cheshmato baz kon.mese 19sale pish ke cheshmato beroye in 2nya baz kardi.akhe chenin rozi bod ke khodavand yeki az fereshtehasho ro zamin ferestad.hala on fereshte kocholo refigh fabrike khodame.ke mokhleseshim hesabi.delet besoze.kharabetim.bande kafshetim.germone bezan khafe shim.dokhmale khobo nazanin tavalodet mobarak.omidvaram dar panahe hagh va zire sayeye pedar va madaret hamishe sarboland bashi.omidvaram saliane sal be salamati be zendegie nazet edame bedi.

Tavalodet mobarak

 

داداش مهربونم..ساعت۰۰:۰۰چهارشنبه ۲/۱۰/۸۸

Hi.

Bavar kon mahhast ke zibatarin jomalat ro baraye emroz kenar migzaram.ama emshab hameye jomalat frar kardand.hamintor bihava va bvazn omadam ke begam tavalodet mobarak abjie golam

Che latif as these aghazi 2bare.che zibast residane 2bare be roze zibaye aghaze tanafos.che andaze ajib ast roze ebtedaye bodan.va che shirin ast emroz.roze milad…roze to.rozi ke to aghaz shodi.tavalodet mobarak.

 

 مرضیه خانوم.دوستم گلمساعت۱۰چهارشنبه۲/۱۰/۸۸

لبخند زدی و آسمان ابی شد.شبهای قشنگ دی مهتابی شد.پروانه پس از تولد زیبایت تا آخر عمر غرق بی تابی شد.تولدت مبارک با بهترین آرزوها.

 

مریم عزیزم.ساعت ۱۸ چهارشنبه ۲/۱۰/۸۸

با 7 آسمون پر از گلهای یاس و میخک.با 100دریا پر از عشق و اشتیاقو پولک.یه قلب عاشق با یه حس بی قرارو کوچک.فقط میخوام بگم تولدت مبارک.

Va bazam hamon yeki ke badan mifahmin ساعت21 چهارشنبه2/10/88

 Behet khosh gozasht emroz?ishalla ta 120sal salamato shad bashi

و زهرا.زکیه......

 

 

قربونتون برم من.ممنون از همتون.

 

خدایا ترا شکر می کنم که به من نعمت " توکل " و " رضا" عطا کردی، و در سخت ترین طوفانها و خطرناکترین گردابها، آنچنان به من اطمینان و آرامش دادی که با سرنوشت و همه پستی ها و بلندیهایش آشتی کردم و به آنچه تو بر من مقدر کرده ای رضا دادم.


 

ولی یادمون بود که امسال تولدم مصادف بود با دهه ی اول محرم.منم این ماه عزیز و این روزهارو بهتون تسلیت میگم.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 23:53  توسط یک دوست  | 

 دل را اگر از حسین بگیرم چه كنم

بی عشق حسین اگر بمیرم چه كنم

فردا كه كسی را به كسی كاری نیست

دامان حسین اگر نگیرم چه كنم

 

 

فرشته‌ها از امشب صبوی غم می‌نوشن

 دوباره اهل جنت پیرهن سیاه می‌پوشن

 

 

با آب طلا نام حسین قاب کنید

با نام حسین یادی از آب کنید

خواهید مه سربلند و جاوید شوید

تا آخر عمر تکیه بر ارباب کنید

فرا رسیدن ماه محرم تسلیت باد

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 20:13  توسط یک دوست  | 

 عید قربان ، پر شکوهترین ایثار و زیباترین جلوه ی     تعبد در برابر خالق یکتا بر شما مبارک

+ نوشته شده در  جمعه ششم آذر 1388ساعت 14:20  توسط یک دوست  | 

پیامک تکراری

عشق یعنی شب نخفتن تا سحر عشق یعنی سجده ها با چشم تر عشق یعنی سر به دار آویختن عشق یعنی اشک حسرت ریختن عشق یعنی در جهان رسوا شدن عشق یعنی مست و بی پروا شدن عشق یعنی سوختن یا ساختن عشق یعنی زندگی را باختن

 

زندگی مثل یه پل قدیمیه! به این فکر نکن که اگه تنها ازش بگذری دیرتر خراب میشه به این فکر کن که اگه افتادی یکی باشه که دستتو بگیره

 

با غیرت  به زنش میگه: خانم جان دوست داشتی مرد بودی؟ زنه میگه: نه، دوست داشتم تومرد بودی

 

نظامی ترین جمله عاشقانه: توی اردو گاه قلبت، منم یه اسیر جنگی، تو منو شکنجه میدی، توی این قلعه ی سنگی

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و دوم مهر 1388ساعت 6:41  توسط یک دوست  | 

خودت نتیجه گیری کن

   گنجشک با خدا قهر بود…….روزها گذشت و گنجشگ با خدا هیچ نگفت . فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه می گفت: می آید ؛ من تنها گوشی هستم که غصه هایش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگاه میدارد…..
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیچ نگفت و خدا لب به سخن گشود : با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست.
گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سرپناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفت ه بود؟ و سنگینی بغضی راه کلامش بست.
سکوتی در عرش طنین انداخت فرشتگان همه سر به زیر انداختند. خدا گفت:ماری در راه لانه ات بود. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین مار پر گشودی.
گنجشگ خیره در خدائیِ خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی! اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی درونش فرو ریخت …
های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد …
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 13:26  توسط یک دوست  | 

27رجب

 

بخوان به نام خداوند

ای محمد

ای احمد

و تو هر چند امی بودی،خواندی

نوبت عاشقی دستهایی بهار آورده رسیده بود،نوبت آخرواپسین و والاترین پیامبر.

تو آمدی و باید می ماندی،تا تمامت جان و جهان را به خدای خویش فرا می خواندی.

چهل سال تماماز غم انسان کامت شرنگ ماتم بود و دلت سر ریز اندوه و غم

ای سوار سبز پوش حرا

ای در دستانت چراغ درخشان رهگشا

برای رهایی انسان ها وقتی هزار چشمه ی نوردر نهادت نشست و فروغ روحت به ملک جان پیوست

خدا فقط برای تو مرزهای مکان وزمان را گسست.

نفمه ی سروش هرگز تو را نترسانید و هیچ کس جز خدا آ؛رامشت نبخشید.

بعثت تو کلید رهایی از قفس خودخواهی است،و مژده ی پرواز در اوج انسانیت.

بعثت تو بشارت بهار است و نوید نور و سرور.

ای خاتم پیامبران مبعثت مبارک

 

 

خواند زبان دلم ثناي محمد (ص)


ماند خرد خيره در لقاي محمد (ص)


ديده دل ، جام جم به هيچ شمارد


سرمه کند گر زخاک پاي محمد (ص)


بعثت رسول اکرم بر عاشقان حضرتش خجسته و ميمون باد


 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هشتم تیر 1388ساعت 13:49  توسط یک دوست  | 

امام علی (ع)

دوستان تو سه گروهند :

دوست تو

دوست دوست تو

دشمن دشمن  تو

و

دشمنانت سه گروهند :

دشمن تو

دوست دشمن تو

دشمن دوست تو

پس خودت ممواظب باش.

+ نوشته شده در  شنبه بیستم تیر 1388ساعت 11:50  توسط یک دوست  | 

بازم جشن تولد

سلام به همه  

به تولد متولدین تیر خوش اومدین

نخصوزن داداشم و آبجیم

بفرمائین

تولد تولد تولدت مبارک

مبارک مبارک تولدت مبارک

    صبر کنید کیکم بیاد

تولد تولد تولدت مبارک

بیا شمعا رو فوت کن

تا صد سال زنده باشی

واااای هدیه ها!!!!!!!!!

حالا از اول

الهی صد ساله شی

نه

صدوبیست ساله شی

نه

صدوبیسشت سال کمه

همیشه زنده باشی

 

حالا یکم آروم باشین میخوایم واسه داداشی دعا کنیم.

خدایا/ای خدای مهربون

ازت میخوام به داداشم کمک کنی تا تو تمام کارهایی که دلش میخواد انجام بده موفق باشه.خدای مهربون شنیدم که میگن وقتی میخوای یکی از بنده هاتو به حال خودش بذاری تموم آرزوهاشو بر آورده میکنی-من ازت میخوام داداشمو همیشه در پناه خودت نگه داری و تموم آرزوهاشو بر آورده نکنی/فقط اونایی رو بر آورده کنی که به صلاحش باشه.       آمین

 

داداشی

ببخشید

تنها کاریه که تونستم واست بکنم.

امیدوارم ازم قبول کنی.

شرمندتم

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 23:27  توسط یک دوست  |